طرفداری از مظلومان و مستضعفان
یکی از اصول اساسی مکتب توحیدی اسلام،حمایت از مظلومان و ستمدیدگان بدون توجه به نژاد،رنگ و دین است و بر این اساس ،جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جوامع بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حق و عدل را از حقوق طبیعی همه مردمان جهان قلمداد می کند.در این حالت نظام اسلامی با توجه به اصل عدم مداخله در امور دیگر ملتها ،با استفاده از ابزار حقوق اسلامی و حقوق بین المللی به یاری آنان شتافته وآنان را مورد حمایت معنوی و مادی خود قرار می دهد.
تمامی این موارد به عنوان دفاع از اسلام و حزب الله و تا بر چیده شدن بساط استعمار و بر پا شدن حکومت جهانی واحد اسلام ادامه دارد.در این باره امام عقیده دارند که ((اساسا اسلام آیین برادری است و در آن نژاد و رنگ مطرح نمی باشد،بلکه اسلام برای تربیت انسان آمده است.آنچه مطرح است اخوت و دوستی بین مسلمین و رفع اختلافات است.روابط میان ملتها باید بر اساس مسائل معنوی باشد و در این رابطه بعد مسافت تاثیری ندارد.چه بسا کشورهای همجوار هستند که رابطه معنوی میان آنها نیست.))بنابراین روابط کشورها بر اساس مبانی اسلام خواهد بود و بر این اساس امام تئوری روابط بین الملل را بر اساس چند محور پی ریزی نمودند که عبارتند از:
۱)استفاده مسلمین از تمامی امکانات و وسایل جهت دفاع از ارزشهای الهی در برابر استکبار جهانی:بر این اساس امام عقیده داشتند:(( مسلمانان باید فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق، و نفرت و بغض نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند، و به وسوسه خناسان و شبهات تردیذ آفرین و متحجرین و منحرفین گوش فرا ندهند و از آهنگ مقدس توحیدی و جهانشمول غفلت نکنند.
مسلمانان باید صفوف مبارزه و دفاع مقدس خویش را محکم و مستحکم نمایند و به این بی خبران مجال حمله به صفوف و عقیده و عزت مسلمین را ندهند. جمهوری اسلامی محصوربه یک کشور و حتی کشورهای اسلامی نمی باشد،بلکه متعلق به تمامی عالم است.احکام اسلامی باید جهانگیر شود و خواهد شد و همه باید در رفاه و آزادی و استقلال باشند.))
حضرت امام عقیده دارند:(( اساس سیاست خارجی جمهوری اسلامی گسترش اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران می باشد.در سیاست بین المللی هدف کشورها تعقیب منافع ملی و در خدمت گرفتن ایدئو لوژی به عنوان ابزار منافع ملی و قدرت است که در حوزه جغرافیایی محدود عمل می شود اما در دیدگاه امام مرزها مفهومی ندارند و ایدئولوژی منافع را تحت تاثیر خود قرار می دهد.))
۲)ستیز با مشرکان وکافران و ستمگران در کل شرق و غرب به سرکردگی آمریکا:امام عقیده داشتند:((فریاد برائت ما فریاد امتی است که جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در راس آن آمریکا به لب رسیده و فریاد امتی است که دیگر تحمل تفرعن آمریکا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده اند.وقتی فریاد اسلامخواهی ما در ۱۵ خرداد به گوش آمریکا رسید برای اولین بار غرورش شکست و متوجه اقتدار پولادین روحانیت اسلام و عزم ملت ایران برای کسب آزادی و استقلال در رسیدن به نظام عدل اسلامی گردید.من با اطمینان می گویم اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می نشاند اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست یا همه آزاد می شویم و یا به آزاد بزرگتر که شهادت است می رسیم.))
آنچه از مفاد این اصول برمی آید این است که در اندیشه امام گسترش و نفوذ استکبار جایی ندارد و همواره ناعادلانه است و امام با اندیش والا و رهنمودهای آزادی بخش خود نمی توانستند چنین الگویی را بپذیرند.بر این اساس ایشان فاصله گیری از فرهنگ سفارشی را مطلوب می دانستند و با آن دشمنی ایدئولوژیک و همه جانبه داشتند.به عبارت دیگر نوعی برنامه سیاسی در جهت نیل به هویت ملی مورد توجه امام بوده از این نظر و از آنجایی که رهبران سیاسی در فرآیند سیاستگذاری خارجی و تنظیم روابط با کشورهای دیگر نقش اساسی بازی می کنند در بررسی روند روابط دو کشور نگرش و دیدگاه رهبران می باید مورد توجه قرار گیرد.به عبارت دیگر نقش افراد و دیدگاههای آنان به عنوان یکی از مبانی اساسی پروسه سیاستگذاری قلمداد می شود.لذا در بررسی و تجزیه علل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بدون شک امام خمینی به عنوان معمار انقلاب اسلامی و احیاگر روابط خارجی اسلام نقش اساسی بازی می کنند.
